قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4291

تاريخ الفي ( فارسى )

كرد ، بر دروازهء تبريز « 1 » به قتل رسانيدند . « 2 » و در [ دهم ] شوال اين سال عوام فتنه‌انگيزان تبريز هجوم نموده به تخريب كليسايى چند كه در تبريز باقى مانده بود اقدام نمودند . پادشاه را اين معنى در غضب آورد . به سياست ايشان حكم كرد . و هر كه به دست افتاد كشته شد . و در پنج‌شنبه سيم ذيحجهء سنهء مذكور از دار الملك تبريز به قشلاق اوجان كوچ كرده ، امير نورين را به جهت محافظت دربند به جانب اران فرستاد و منصب جليل القدر وزارت به خواجه سعد الدين مفوض شد . و در اين سال ملك منصور لاچين ، حاكم مصر و شام كه مدّتى به واسطهء از اسب افتادن ، صاحب فراش بود ، صحّت يافت . در هشتم صفر سوار شده ، مردم مصر از سپاهى و رعيّت بسيار خوشحال شدند و نذورات و صدقات به مستحقّان رسانيدند . و ملك منصور سپاهى مرتب ساخته و به فتح بلاد سيس و غيره به طرف شام نامزد كرد و امير علم الدين سنجر سردار آن لشكر بود . و ايشان تل حمدون « 3 » و تل باشر « 4 » را فتح كردند و به قلعهء مرعش « 5 » رسيدند و آن قلعه را در ميان گرفتند ، و به وقت محاصره سنگى بر پاى سنجر رسيده از سوارى بازماند ، و اكثر امرا و لشكريان در وقت محاصره زخمى شده ، فتح ميسر نشد . اما تمام اين ولايت را تاراج كرده بازگشتند . و به واسطهء فتح تل حمدون در مصر چند روز شاديانه زدند . و هم در اين سال اسباب رنجش امراى ملك منصور دست به هم داده خاطرها بر قتلش قرار گرفت . و تفصيل اين اجمال آنكه چون منگو تيمور به خلاف شرط ، نايب و وزير شد ، اظهار كاردانى و كفايت نموده به عرض ملك منصور رسانيد كه در جمع ولايت مصر توفير بسيار است . جمعى به تحقيق اين سخن مشغول شده جمعى از نو بر آن ولايت بستند و به اعتقاد خود توفير تمام پيدا كرده نسخه‌اى به منگو تيمور سپردند . و منگو تيمور حال را منظور داشته و اقطاعات فرامين علوفهء امرا و سپاهيان را موافق اين جمع نوشت و به مهر ملك منصور لاچين رسانيد [ 385 ب ] و به تاريخ دهم رجب سنهء ششصد و نود و هفت [ هجرى ] فرامين را بر سر ديوان آورد . ابتدا به سپاهيان يكسر و مماليك سلطان نمود و به هركس مثالى كه به نام او بود داده وى را ديگر مجال سخنى نداد . و آن كس خواهىنخواهى آن كاغذ را بيرون آورد و از

--> ( 1 ) . « در دروازهء ورجونهء [ - ورجى - ويجويه ] تبريز به ياسا رسانيدند » پيشين ، ص 1285 . ( 2 ) . خواند مير تاريخ قتل صدر جهان را « روز يكشنبه دوّم رجب سال ششصد و نود و نه » قيد كرده . ولى مرحوم زرياب خويى در تلخيص و تحرير مجدّد متن روضة الصفا ، به استناد قول خواجه رشيد ( جامع التواريخ ، چاپ مسكو ، 3 / 327 ) و صاحب تاريخ وصّاف ( ص 346 ) ، روز يكشنبه بيست و دوّم رجب را قبول دارد . ( 3 ) . م ، ش : پل حمدون . ( 4 ) . هر سه نسخه : تل ناشر . ( 5 ) . « ق » : مرعيش . شهرى در ثغور ميان شام و بلاد روم .